نبات |نبات
  • نویسنده : داستان
  • تصویرگر : داستان
  • پسندیده : 4
  • مشاهده : 9723
  • اشتراک

آ اولِ آب

آ اولِ آب

آ تشنه اش بود. رفت لب چشمه. چشمه خشک بود.
رفت لب دریا. دریا آبش شور بود.
رفت کنار رودخانه. دولا شد آب بخورد، افتاد توی آب.
آب، آ را با خودش برد. آ یک عالمه آب خورد. ماهی گیر او را از آب گرفت. برد به خانه، داد دست بچه اش و گفت:" بگیر اینم آیی که می خواستی. مواظب باش دیگه گمش نکنی!"
آ داشت از سرما می لرزید. بچه او را برد کنار آتش، آ گرم شد. بچه برایش آش درست کرد.
آ خورد و لای دفتر مشق، کنار بقیه دوستانش خوابید.

محمدرضا شمس